نوید تابان
دل تنگی ها
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم شهریور 1389 توسط مهدی |

 

کودکی با پا های برهنه به روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد ...

زنی در حال عبور او را دید او را به داخل فروشگاه بردو برایش لباس و کفش خرید و گفت : مواضب خودت باش

کودک به چشمهای زن خیره شد و پرسید : ببخشید خانم شما ...

شماخدا هستید ؟!

زن لبخند زد و پاسخ داد : نه من فقط یکی از

بنده های خدا هستم .

کودک گفت :

مطمئن بودم که با او نسبت دارید...

گاهی دیده اید کاسانی را که به خاطر نسبت داشتن با شخصی بزرگی مبا هات می کنند ؟ براستی چه افتخاری بالاتر از اینکه ما با خدا نسبت داریم !

انسان ها خدا نمی شوند ، اما می توانند خدا گونه شوند و انسان خدا گونه کارهای خدا یی میکند

باید که مهربان بود

باید که عشق ورزید

زیرا که زنده بودن

حر لحظه احتمالیست .....

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ