<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوید تابان</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com</link>
<description>دل تنگی ها </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 27 Sep 2021 14:46:30 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تمام</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/109</link>
<description>آرام و بی صدا لحظه های عمرمان گذشت خوشا به حالتان که روزه ها را خوب ،گذراندید چه روزهای که رفته اند و بازگشتی نداشتن و چه ساله های تمام شدن که در حسرت ان باختیم زندگی میکنم چون میخواهم خوشحال باشم تمام</description>
<pubDate>Mon, 27 Sep 2021 14:46:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/109</guid>
</item>
<item>
<title>مرد</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/108</link>
<description>مرد بودن را از پدرم به یادگار برده ام وقتی کودک بودم و او مرا روی زانوی خود مینشاند و به من آهنگ زندگی را می آموخت خدایا چقدر در این دوره مرد بودن سخت است و سخت تر از آن انتخاب شرایط است کاشک میشد خوب بود و خوب زندگی کرد میخواهم همانند پدرم باشم یک مرد تمام ایار</description>
<pubDate>Sat, 25 Jan 2020 00:05:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/108</guid>
</item>
<item>
<title>از دستم رفت </title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/106</link>
<description>خیلی چیا رو از دست دادم مثلا عشق تو رو نسبت به خودم لبخندت رو که با تمام وجود دوستش داشتم نمیدونی چه حالی داشت وقتی میخندیدی و صدای خندت ... وای که اون لحظه از خدا فقط یه چیز میخواستم اونم تو رو برای همیشه نمیدونم چرا اینجوری شد شاید مقصر خودم بودم شاید خودخواهی شاید حرفای که بهم زدن و تو هیچ نگفتی تا بدونم من... اصلا من برات مهم بودم یا نه باشه قبول من مهم بودم اما تو از من دفاع نکردی حتی منو اروم نکردی وقتی گفتم داره همه چی تمام میشه انگار از خدا خواسته</description>
<pubDate>Wed, 30 Oct 2019 13:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title>به تلخی روزهای که رفت</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/105</link>
<description>امشب نه هر شب را به بهانه ای سپری کردم باورت میشود دیگر هیچ اهنگی مرا شاد نمیکند و هیچ صدای مرا ارام نمیکند فرو پاشیده شد تمام تارو پود باورهایم من باختم هر چه را که برای کنار تو بودن ساخته تنها از تو خاطراتت باقی ماند برایم تو را با تمام وجودم دوست دارم ارزوی باقی مانده ام زندگی کن که بعد از این فقط برایم ارزوی و من در حسرت ارزویم خواهم سوخت مراقب ارزویم باش</description>
<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title>اروم</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/104</link>
<description>اروم اروم توی کوچه های ناباورانه زندگی قدم میزنم دل انچنان برای گذشته و بچگی تنگ شده که دوست دارم از ته دل داد بزنم و بگم بچگی کجایی که یادت بخیر اخ خیلی دلم گرفته و دیگه هیچ حرفی نمیتونم به زبون بیارم چطوری جای خالی ادمای دورم رو پرکنم خدا خدا من که هنوز توش موندم چه کنم که همه چیز درست بشه و من از این تنبی بیرون بیام خدایا تو رو خدایت منم ببر چرا میخوای من اینجا بمونم غصه رفتن اونایی رو که خیلی دوستشون داشتم بخورم اخه چرا دلم برا همه اونایی که رفتن تنگ</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2015 21:57:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>ساکت شدم</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/103</link>
<description>دیگه حرفی واسه گفتن ندارم اره همه حرفام تمام شده چی بگم اخه چی دارم بگم وقتی خودت یه روز همه چی میدی یه روز همش رو میگیری من جز فرو اوردن سرم جلوت مگه کار دیگه ای هم میتونم انجام بدنم نه باور کن نمی تونم تا حالا هر کاری خواستی کردی یه بار فقط دلت به حالم بسوزه چطوری میتونی صدای فریادم بشنویی اما بهم توجه نکنی شاید توجه می کنی اما نمیخوای کاری کنی اخه خدا خودت خوب میدونی من که همه چی رو باختم چرا دلم رو بیشتر میسوزونی ای خداااا خداااااا خداااااا خداااا تا</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2015 23:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظ</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/102</link>
<description>سلام این شاید حرفای اخرمون باشه دلم میخواد بلند بلند فریاد بزنم به همه بگم بابا دارم میمیرم بگم یکی جای من به خدا بگه خدا گناه داره دلم میخواد گریه کنم که با اشک چشمام یه دریا چه بزرگ درست کنم ااااخ که نمیدونی چه اومده به سرم درد دلم چطوری بیان کنم کاشک تمام دنیا روسرم اوار میشد اما چه کنم که هیچی فایده ای نداره داغ دلم که با اشک سرد نمیشه و اتیش وجودم خاموش نمیشه اااااااخ کاشکی به اندازه من دل تو هم میسوخت تا بتونی درک کنی چه ها کشید این دل دیونه و رسوام</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2015 19:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>خدا</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/101</link>
<description>سلام خدا میخوام یکم شکایت کنم اره شکایت چهار سال تمام دارم التماست میکنم کجای کارم اشتباه بود کجای کارم میشه بپرسم چرا اینقدر دردناک تنبی میکنی میشه بپرسم چرا اینقدر درد داره خدا من دلم میسوزه امشب شاکیم تا کی بگم این به صلاح بود این به صلاح نبود تا کی بگم بهتراز این خدا میده بهم حتما یه جای کارم میلنگه که اینجوری مجازاتم میکنی اخه خدا چرااااااااا چراااااا فقط بهم بگو چرا من ازت جواب میخوام باشه هر چی بگی درسته من کافرم مسلمون نیستم اما تو که ارحم</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2015 00:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>دوستت دارم</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/100</link>
<description>دوستت دارم اره من تو رو دوست دارم با تمام وجود به اندازه هستی بعد از احساس بعد از دعا مثل اندوه قدیمی و با ایمان کودکیم دوستت دارم با عشقی که سالها گم کرده ام با اشکها لبخندها و تمام هستیم دوستت دارم و اگر خدا بخواهد نازنینم پس از مرگم تو را بیشتر از این ها دوست خواهم داشت</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2015 23:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
<item>
<title>خوش اومدی</title>
<link>https://lahothyannoor.blogfa.com/post/99</link>
<description>به می بینم که داداش نوید ما هم که دارن تشریف فرما میشن خیلی خوشحالم کردی نوید جان که اومدی قدم بر دیده این بنده حقیر نهادی و کلبه کوچک قدیمیمان را با قدومت منور ساختی خیلی خیلی خوشحالمون کردی داداش جونمممممممممممممممم</description>
<pubDate>Mon, 08 Jul 2013 22:58:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>lahothyannoor</dc:creator>
<guid>lahothyannoor.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
</channel>
</rss>
