تمام
آرام و بی صدا لحظه های عمرمان گذشت
خوشا به حالتان که روزه ها را خوب ،گذراندید
چه روزهای که رفته اند و بازگشتی نداشتن
و چه ساله های تمام شدن که در حسرت ان باختیم
زندگی میکنم چون میخواهم خوشحال باشم
تمام
آرام و بی صدا لحظه های عمرمان گذشت
خوشا به حالتان که روزه ها را خوب ،گذراندید
چه روزهای که رفته اند و بازگشتی نداشتن
و چه ساله های تمام شدن که در حسرت ان باختیم
زندگی میکنم چون میخواهم خوشحال باشم
تمام
مرد بودن را از پدرم به یادگار برده ام
وقتی کودک بودم و او مرا روی زانوی خود مینشاند
و به من آهنگ زندگی را می آموخت
خدایا چقدر در این دوره مرد بودن سخت است
و سخت تر از آن انتخاب شرایط است
کاشک میشد خوب بود و خوب زندگی کرد
میخواهم همانند پدرم باشم
یک مرد تمام ایار
خیلی چیا رو از دست دادم
مثلا عشق تو رو نسبت به خودم
لبخندت رو که با تمام وجود دوستش داشتم
نمیدونی چه حالی داشت وقتی میخندیدی و صدای خندت ...
وای که اون لحظه از خدا فقط یه چیز میخواستم اونم تو رو برای همیشه
نمیدونم چرا اینجوری شد شاید مقصر خودم بودم شاید خودخواهی
شاید حرفای که بهم زدن و تو هیچ نگفتی تا بدونم من...
اصلا من برات مهم بودم یا نه
باشه قبول من مهم بودم اما تو از من دفاع نکردی
حتی منو اروم نکردی وقتی گفتم داره همه چی تمام میشه
انگار از خدا خواسته بودی و فقط منتظر یه تلنگر
که جا بزنی و بری کنار تا راه واسه بقیه باز شه
من باختم و تو رو از دست دادم
تمام
امشب
نه هر شب را
به بهانه ای سپری کردم
باورت میشود دیگر هیچ اهنگی
مرا شاد نمیکند و هیچ صدای مرا ارام نمیکند
فرو پاشیده شد تمام تارو پود باورهایم
من باختم هر چه را که برای کنار تو بودن ساخته
تنها از تو خاطراتت باقی ماند برایم تو را با تمام وجودم دوست دارم
ارزوی باقی مانده ام زندگی کن که بعد از این فقط برایم ارزوی و من در حسرت
ارزویم خواهم سوخت مراقب ارزویم باش
اروم اروم
توی کوچه های ناباورانه
زندگی قدم میزنم دل انچنان
برای گذشته و بچگی تنگ شده که
دوست دارم از ته دل داد بزنم و بگم بچگی
کجایی که یادت بخیر اخ خیلی دلم
گرفته و دیگه هیچ حرفی
نمیتونم به زبون بیارم
چطوری جای خالی
ادمای دورم رو
پرکنم
خدا
خدا من که
هنوز توش موندم
چه کنم که همه چیز درست
بشه و من از این تنبی بیرون بیام
خدایا تو رو خدایت منم ببر
چرا میخوای من اینجا
بمونم غصه رفتن
اونایی رو
که
خیلی دوستشون
داشتم بخورم اخه چرا
دلم برا همه اونایی که رفتن
تنگ شده دلم اتیش گرفته که دیگه
هیچ وقت نمی تونم ببینمشون اخ
اااااااااخ خداااااا ااااااخ خداااا دلم
دیگه حرفی واسه گفتن ندارم
اره همه حرفام تمام شده
چی بگم اخه
چی دارم بگم
وقتی خودت یه روز همه چی میدی
یه روز همش رو میگیری
من جز فرو اوردن سرم جلوت
مگه کار دیگه ای هم میتونم انجام بدنم
نه باور کن نمی تونم تا حالا هر کاری خواستی کردی
یه بار فقط دلت به حالم بسوزه چطوری میتونی
صدای فریادم بشنویی اما بهم توجه نکنی
شاید توجه می کنی اما نمیخوای
کاری کنی اخه خدا خودت
خوب میدونی من که
همه چی رو باختم
چرا دلم رو بیشتر میسوزونی
ای خداااا خداااااا خداااااا خداااا تا کی
فریاد بزنم تا کی بگم خدا ببخش من اشتباه کردم
دلم چه گناهی داشت که داری اشتباه منو
سر دل بیچارم خالی میکنی وااااای
خدااااا داره میسوزه تمام
وجودم تو که خودت
میدونستی اخرش چقدر
غم انگیزه چرا همون اولش بهم
نگفتی میخوای زندگیم رو ازم بگیری
میدونستی زندگیم رو بگیری لبخندم ازم میگیری
شادی هم ازم میگری پس چرا اینکار رو باهام کردی
چرا فقط یه جواب بهم بده چرا تا کی میخوای
من شاکی باشم ازت و هروز بیام
بگم خدا خدا خدا خدا خدا خدا
این شاید حرفای اخرمون باشه
دلم میخواد بلند بلند فریاد بزنم به همه بگم بابا دارم میمیرم
بگم یکی جای من به خدا بگه خدا گناه داره دلم میخواد گریه
کنم که با اشک چشمام یه دریا چه بزرگ درست کنم ااااخ که
نمیدونی چه اومده به سرم درد دلم چطوری بیان کنم کاشک
تمام دنیا روسرم اوار میشد اما چه کنم که هیچی فایده ای نداره
داغ دلم که با اشک سرد نمیشه و اتیش وجودم خاموش نمیشه
اااااااخ کاشکی به اندازه من دل تو هم میسوخت تا بتونی درک کنی
چه ها کشید این دل دیونه و رسوام دیگه چیکار کنم که ارومشم
بخندم بخندونم چه کنم چطوری زندگی رو ادامه بدم بی تو
خداحافظ
خداحافظ غروب دلتنگی خداحافظ ارزوهای که به باد رفتین
خداحافظ همه چیز و همه روزهای شیرین و تلخ زندگی
خداحافظ
سلام خدا
میخوام یکم شکایت کنم اره شکایت
چهار سال تمام دارم التماست میکنم
کجای کارم اشتباه بود کجای کارم
میشه بپرسم چرا اینقدر دردناک تنبی میکنی
میشه بپرسم چرا اینقدر درد داره
خدا من دلم میسوزه امشب
شاکیم تا کی بگم این به صلاح بود این
به صلاح نبود تا کی بگم بهتراز این
خدا میده بهم حتما یه جای کارم میلنگه
که اینجوری مجازاتم میکنی
اخه خدا چرااااااااا چراااااا فقط بهم بگو چرا
من ازت جواب میخوام باشه هر چی بگی درسته
من کافرم مسلمون نیستم اما تو که ارحم الراحمینی
تو بگو چرا من تنبیم اینجوریه تا حداقل
درست کنم راهم که دیگه تنبی نشم
من گناه دارم خسته شدم به خدایت قسم
دیگه دارم کم میارم تا کی بگم به دروغ
هنوز امیدوارم دارم دیگه نا امید میشم
خدا خودت کمکم کن من دیگه نای ایستادن ندارم
دیگه تحمل یه درد دیگه و یه نابودی دیگه رو ندارم
خدا داره تمام وجودم از درد گر میگیره
خدایا این رسمش نیست که من هر چی خواستم
ندادی بهم باشه اینم برا خودت نخواستم
دیگه هیچی نمیخوام من اشتباه بوده
از اول زندگیم من از اول نباید میومدم
که حالا اینقدر ناله کنم
منو ببخش خدا ببخش منو
دوستت دارم
اره من تو رو دوست دارم
با تمام وجود
به اندازه هستی
بعد از احساس بعد از دعا
مثل اندوه قدیمی
و با ایمان کودکیم دوستت دارم
با عشقی که سالها گم کرده ام
با اشکها لبخندها و تمام هستیم
دوستت دارم
و اگر خدا بخواهد نازنینم
پس از مرگم
تو را بیشتر از این ها
دوست خواهم داشت